1 سال گذشت
انگار همین دیروز بود که با خوشحالی هر روز میرفتیم خرید ویه چیزی برات میخریدیم و هی نگاش میکردیم و با خودمون میگفتیم کی پسر کوچولومون میاد با این اسباب بازیا بازی کنه، کی میاد لباساشو بپوشه، روزی 10 بار همه چیزتو میاوردیم از اتاقت و تو پذیرایی نگاشون میکردیم با اسباب بازیات به جای تو بازی میکردیم و همیشه مواطب بودیم که خرابشون نکنیم ، درست 1 سال پیش بود ساعت 10:30 صبح به دنیا اومدی تا از اون به بعد بشیم یه خانواده 3 نفره، هنوز یادمه که وقتی دیدمت احساس کردم یه عمره دیدمتو میشناسمت، هنوز یادمه که بابایی چقدر از دیدنت ذوق زده شده بود و قبل از اینکه تو رو پیش من بیارن در مورد اولین باری که تو رو دیده بود حرف میزد و فیلم به دنیا اومدنتو به من نشو...
نویسنده :
مامانی
0:14
یه سفر دیگه به شمال
چند هفته پیش رفته بودیم شمال هوا بد نبود یه خورده سرد بود، توهم اونجا حسابی آتیش سوزوندی و کیف کردی از صبح که پا میشدی همه باهات بازی میکردن تا شب که میخواستی بخوابی حسابی راضی و خوشحال بودی 1) آشنایی من با پیشی اینجا با پیشی فیس تو فیسم تصمیم گرفتیم با هم دست بدیم و سلام علیک کنیم بعد از قدری احوالپرسی پیشی توجه من و به سمت ظرف غذاش جلب کرد و گفت باید بره غذا بخوره بای بای پیشیییییییییی اینم بازار ماهی شهسوار پایان ...
نویسنده :
مامانی
11:51
عکسهای آتلیه یلدا
با تاخیر البته اونروز کلا پسر لجبازی شده بودی، زیاد همکاری نکردی بخاطر مین اکثر عکسات گریونه بقیه در ادامه مطلب فدای اشکات بشه مامان ...
نویسنده :
مامانی
12:19
11 ماهگی ایلیا
پسر قشنگم، فرشته زندگی ما ، خیلی خدا رو شکر میکنم که خدا فرشته ای مثل تو به ما داد، همه چیزت قشنگه و دوست داشتنیه نگاهت معصومانه ترین نگاهیه که تو زندگیم دیدم ، عاشق وقتیم که یه کار بد میکنی و وقتی بهت میگم ایلیا سریع با نگاهت و با زبون بی زبونی میخوای خودتو تبرئه کنی عاشق خنده های قشنگتم عاشق لحظه ایم که بیدار میشی میای به سمتم تا بغلت کنم و تو سریع با صدا بهم میگی بریم تا جاهایی که تو خونمون دوست داری ببینی عاشق بای بای کردنتم عاشق دست دستی کردنت اولا یه دستتو مشت میکردی و یه دستتو باز به هم میزدی ولی 2 روزه هر دو تا دستتو باز میکنیو دست دسی میکنی خیلی فرشته ای مامانی اونقدر که دل هیچکسو نمیشکونی و به همه لبخند میزنی خلاصه تو ت...
نویسنده :
مامانی
0:44
اولین کوتاهی موهای ایلیا
وقتی مامان حوصلش سر میره
این چیهههههههههههه رو سرم اونو برداشت یکی دیگه گذاشت، آخه مگه من مدلممممممم اه این دیگه چیهههههه درش بیاررر به جای اینکارا جورابمو درست کن که اینجوری یه لنگست آخیشششششششش راحت شدم ...
نویسنده :
مامانی
14:02









